جنگ ها و قلمروی ایران در زمان کمبوجیه
جنگ ها و قلمروی ایران در زمان کمبوجیه

برنامه ریزی برای فتح مصر در زمان حیات کوروش کبیر انجام شده بود و کوروش پسرش کمبوجیه دوم را مأمور تهیه مقدمات جنگ کرده بود. به این ترتیب پس از برقراری نظم در ایران کمبوجیه در رأس سپاهیانش راهی دره نیل شد. آماسیس (آمازیس) فرعون مصر احتمالاً پیش بینی می کرد که این حمله به وقوع خواهد پیوست در نتیجه خود را تجهیز کرده بود.


وی با جزایر یونانی دریای مدیترانه و با جبار -یونانیان زمامدارانی را که ضد حکومت ملی بودند جبار می نامیدند- جزیره سامس یا سامش متحد شد و قرار شد که آنها قوای دریایی شان را به کمک فرعون بفرستند. چراکه یونانی های آسیای صغیر و فینیقی ها چون تابع ایران بودند کشتی هایشان نیز جزو قوای دریایی ایران محسوب می شد.

 

با وجود تمهیداتی که آماسیس به کار بست، وقتی سپاه ایران در غزه (واقع در مصب اول شعبه نیل از سوی مشرق) اردو زد، جبار سامش فرعون را رها کرد و یکی از بهترین سرداران یونانی که در خدمت فرعون بود به سوی دشمن شتافت و اسرار دفاعی مصریان را فاش کرد.

همچنین پادشاه مصر تصور می کرد که کمبوجیه از طرف دریا به مصر حمله می کند و به همین جهت از یونانی ها کمک خواسته بود اما به زودی متوجه شد که اشتباه می کرده و کمبوجیه از طرف تنگه سوئز به مصر حمله می کند.

درواقع کمبوجیه با رؤسای اعراب بدوی قراردادی بست که به موجب آن هزاران عرب با مشگ های پر از آب در منازل طول راه حاضر شدند و لشگر ایران از صحرای سینا -کویری که بین فلسطین و مصر است- به یاری بدویان عبور کرد و به مقابل دیوارهای پلوزیوم (واقع در مصب اول شعبه نیل از سوی مشرق) رسید.

از خوش شانسی کمبوجیه در همین اوان آمازیس که پادشاهی فعال و با اراده بود درگذشت و به جایش پسرش پسامتیک که ویژگی های پدرش را نداشت بر تخت سلطنت نشست.

پادشاه جدید مصر، قوای مزدور یونانی را در پلوز (پلوزیوم) تمرکز داده بود. در این مکان جنگ خونینی بین دو سپاه درگرفت و سپاه مصر مجبور شد به ممفیس (شهری در مصر باستان در کنار رود نیل و پایتخت قدیم آن کشور) عقب نشینی کند.

پس از آن قشون ایران بی زحمت ممفیس را تصرف کرد و فرعون جدید را به شوش منتقل کرد و به روایتی کشت. به گفته هرودوت، کمبوجیه ابتدا با پادشاه مصر با خشونت رفتار کرد ولی بعد او را نواخت اما بعد از مدتی معلوم شد که در توطئه ای بر ضد ایران شرکت دارد و به حکم کمبوجیه کشته شد (و به قول کتزیاس به شوش تبعید شد.)

به این ترتیب جنگ در بهار 525 قبل از میلاد شروع شد و در تابستان همه مصر در دست کمبوجیه بود و او رسماً پادشاه مصر شده بود.

براساس تشریفات سلطنتی سنتی مصر او نام فرعون «پادشاه مصر علیا و سفلی» و از نسل (خدایان) رآ، هروس و ازیریس را گرفت. در تبلیغات کمبوجیه از این فتح به عنوان اتحادی مشروع با مردم محلی یاد شد و ادعا شد که او فرزند کوروش و مادری به نام شاهزاده نیتتیس ((Nitetis، دختر فرعون اپریز است. چندین نسخه از این داستان وجود دارد.

کمبوجیه به شهر ساییس رفت تا در مراسم مذهبی در معبد «الهه نیت» شرکت کند. وی در در همان جا در مراسم تاجگذاری رسمی مقابل این الهه سجده کرد و برای خدایان مصر قربانی کرد. جالب است که کمبوجیه تاریخ حاکمیت خود بر مصر را از سال فتح نگذاشته بلکه تاریخ آن را به 530 قبل از میلاد یعنی زمانی که پادشاه ایران شد برمی گرداند.

پس از تسخیر مصر، مردم لیبی و شهرهای یونانی سیرن (اینک در طرابلس غربی) و برقه داوطلبانه تسلیم کمبوجیه شدند.

هنگامی که موقعیت کمبوجیه در مصر مستحکم شد، تصمیم به تسخیر بقیه آفریقا گرفت. سفرهای جنگی ای به منظور توسعه تفوق پارسیان در جهان طرح ریزی شد. یکی از آنها برضد نیروی قرطانجه (کارتاژ- تونس امروزی) بود که مملکت مشهور و ثروتمندی به شمار می رفت و مستملکات زیادی در دریای مدیترانه داشت دیگری برای حمله به حبشه بود.

ظاهراً هیچ یک از اهداف طبق نقشه کمبوجیه تحقق نیافت. عملیات بر ضد قرطانجه هرگز اجرا نشد چراکه فینیقی ها راضی نشدند کشتی های خود را بر ضد مستعمره ای به کار برند که مردم آن با ایشان نزدیکی داشتند و خود از مهاجران فینیقی بودند. سپس کمبوجیه 50 هزار نفر را به طرف واحه آمون (آمن) فرستاد که معبدش در نزد مصری ها بسیار مقدس بود.

به روایت گریشمن این اعزام نیرو به عنوان یک سفر جنگی مجزا تلقی می شود ولی حسن پیرنیا می گوید چون فینیقی ها با کمبوجیه همراهی نکردند وی خواست نیروهایش از کویر لیبیا به واحه آمون و سپس قرطانجه عزیمت کنند ولی آنها هرگز به این نقطه نرسیدند و دیگر خبری از آنها نرسید. چراکه زیر ریگ های یک توفان وحشتناک دفن شدند.

پس از آن سپاه کمبوجیه به فرماندهی خود او عزم مملکت ناپاتا (تقریباً سودان کنونی) و حبشه (اتیوپی امروزی) را کرد. سپاه پارس مقداری از رود نیل را پیمود ولی پس از این که داخل صحرای بی آب و علف ناپاتا شد دچار کمبود آذوقه شد و در راه بازگشت قسمت اعظم افراد از بین رفتند.

اما ظاهراً سپاهیان پارس به نبطه رسیده اند چراکه از این زمان به بعد دیگر ذکری از این حکومت در منابع تاریخی به میان نیامده است. همچنین شهری به نام همسر کمبوجیه –مروئه- ساخته شد که باز هم ثابت می کند این سفر جنگی چندان که گفته می شود نکبت بار نبوده.  

بنابراین مورخان این حدس را مطرح می کنند که شاید هنگام فعالیت کمبوجیه در این منطقه، اخبار بدی از ایران رسیده و چون مجبور بوده به ممفیس (منفیس) برگردد راه میانبری را در صحرا انتخاب می کند و همین امر موجب گرفتار آمدن سپاهش در گرسنگی شده. این درحالی است که منابع یونانی شاید تحت تأثیر منابع مصری نقل می کنند که سفر جنگی به حبشه نیز منجر به شکست گردیده.

به این ترتیب با وجود این که گفته می شود او در اعزام قشون به طرف آمون و سفر جنگی به ناپاتا و حبشه توفیقی نیافت ولی در زمان داریوش این ممالک جزو ایران بودند.

از همه فاتحانی که پیش از کمبوجیه به مصر لشکرکشی کرده بودند (بابل و آشور) او اولین کسی است که مصر را اشغال کرد. سه پادگان مأمور حفظ مصر شدند که یکی از آنها دارالفانتین نام داشت و کمبوجیه ساخلوی مزدوران یهودی را در آن جا مقیم کرده بود.




0 0