نقد وبررسی فیلم Aladdin – علاءالدین ( 2019 )
نقد وبررسی فیلم Aladdin – علاءالدین ( 2019 )

علاالدین ، ویل اسمیت و گای ریچی ترکیبی پولساز اما خوشایند؟


نقد وبررسی فیلم Aladdin – علاءالدین ( 2019 )

 


علاالدین ، ویل اسمیت و گای ریچی ترکیبی پولساز اما خوشایند؟

 

کسی هست که ماجراهای علاالدین دزد خورده پایی که بین خودش و رسیدن به رویا هایش تنها ۳ آرزو وجود داشت را نشنیده باشد؟ نه تنها همه ما حداقل یکبار این داستان را شنیده ایم بلکه تقریبا آن را تمام و کمال حفظ نیز هستیم ، و خب با تشکر از دیزنی! در راستای برنامه های بازسازی انیمیشن های خاطرانگیزش در قالب لایو اکشن باید دوباره این داستان تکراری ولی دلچسب را مرور کنیم


اما علاالدین به غیر از اینکه تکرار خط به خط آن داستان نوستالژی باشد با چاشنی های کارگردانی گای ریچی و البته نقش آفرینی های خوب همراه است و حتی اگر این موارد برای شما راضی کننده نیستند به آن موسیقی و ترانه های فوق العاده خاطر انگیر و همچینین دیوانه بازی های یک میمون شگفت انگیز به نام ابو را که مانند همیشه راضی کننده هستند اضافه کنید .
اول از همه بگذارید نظر خودم را راجع به فیلم بگویم و بعد به سراغ ادامه مطلب برویم

“علاالدین دقیقا همان فیلمی است که از آن انتظار داشتیم نه بدتر و نه حتی بهتر!”

در حقیقت علاالدین به تمام هدف هایی که برای خود تعیین کرده بود میرسد ولی باید مطمئن باشیم یکی از آن اهداف خلق شاهکاری بی بدیل نبوده است.
و البته کسی هم انتظار تبدیل شدن این فیلم به یک شاهکار را نداشته است و همانقدر که بتواند بیننده را ۲ ساعت پای فیلمی بنشاند و صرفا کمی بخنداند و مجبورش کند که با شخصیت هایش همدردی کند و بعد ازپایانش آن را فراموش کنند یعنی انتظارات را برآورده کرده است.
در واقع نوع سنجشمان از علاالدین باید به گونه ای باشد که ما اهدافی که فیلم برای خود خلق کرده است را ببینیم و صرفا دقت کنیم تا متوجه شویم که چقدر از آن اهداف را محقق کرده است.
که خب با این طرز و نوع نگاه علاالدین فیلم خوب و مفرحی است که بعد از ۲ ساعت لذت بردن از فیلم،آن را با کمال احترام به سطل آشغال ذهنتان! منتقل خواهید کرد و به زندگی خود ادامه می دهید.

 

 

شاید بگویید علاالدین چیزی جز تکرار کلیشه های همیشگی دیزنی نیست که خب باید در جواب بگویم “کاملا درست میفرمایید!” اصلا مگر از این کلیشه ای تر هم داریم؟ اما در واقع موضوع داستان نیست ؛ مهم نیست که چقدر قابل پیش بینی یا چقدر حاوی اندیشه های فمینیسم باشد مهم این است که فیلم چگونه این داستان را به نمایش میگذارد ، میتواند از روشی زجر آور این مسیر را طی کند یا میتواند از روشی زیبا و دلنشین داستانش را روایت کند که خب گای ریچی کارگردان اثر،روش دوم را انتخاب میکند و فیلمی سرشار لحظات لذت بخش با کاراکتر های دوست داشتنی که تقریبا کامل بهشان پرداخته شده را ارائه میکند.

 


بحث شخصیت پردازی شد ، شخصیت پردازی مهم ترین عنصر در داستان یک فیلم است زیرا اگر شخصیت پردازی کامل و مناسب نباشد فیلم در سکانس هایی که میخواهد احساس تعلیق یا همدردی را در بیننده بر انگیزد با کله زمین میخورد! و خب علاالدین تقریبا کارش را درست انجام میدهد البته دقت کنید “تقریبا”
هرچقدر شخصیت پردازی کاراکتر علاالدین و پرنسس جزمین خوب و کامل است شخصیت پردازی آنتاگونیست فیلم افتضاح است ، جعفر آنتاگونیست فیلم مدام در فیلم از قصد حمله خود به شیر آباد میگوید ولی فیلم هیچگاه از دلیل او برای چنین کاری سخنی به میان نمی آورد.
اما راستش را بخواهید علاالدین داستان مبارزه خوبی و بدی نیست داستان مبارزه پروتاگونیست با آنتاگونیست نیست و به همین دلیل ضعف شخصیتی کاراکتر جعفر آنتاگونیست فیلم زیاد ضربه بزرگی به فیلم نمیزند.


اما همانطور که گفتم فیلم هرچه در مورد شخصیت جعفر کم کاری کرده در مورد شخصیت علاالدین و پرنسس جزمین و صد البته غول چراغ جادو عالی (اما نه بی نقص!) کار کرده و تقریبا کاراکتر های آن ها از این نظر در سطح قابل قبولی قرار میگیرند.
اما از شخصیت پردازی ها که بگذریم به کارگردانی میرسیم که کارگردانی گای ریچی در این فیلم هرچند بی نقص نیست اما کماکان عالی و تماشایی است.

 


قاب بندی های فوق العاده و اتمسفر سازی عالی امضاهای گای ریچی برای این فیلم هستند ، منکر ضعف گای ریچی در فیلم های اخیرش نمیشوم ولی حداقل کارش در علاالدین عالی بوده است و چشم انداز هایی که از شهر آگرابا خلق کرده است کاملا زیبا و نفس گیر است!


یکی ازویژگیهای کارگردانی گای ریچی ایجاد حس تعلیق در لحظات اوج فیلم است که البته برای کار هر کارگردانی ضروریست اما گای ریچی این کار را به شیوه متفاوتی انجام میدهد و این کار جایی ارزشش مشخص میشود که دقت کنیم تقریبا همه داستان فیلم را حفظ هستیم و از تمام اتفاقاتی که برای علاالدین می‌افتد خبر داریم.
تعلیق سازی متفاوت گای ریچی در طول فیلم بسیار زیبا جلوه میکند و مخاطب را خسته نمیکند و تا انتهای داستانش میکشاند و این همان کارگردانی فوق العاده ای است که راجع بهش میگویم.
در مورد نقش آفرینی ها هم باید بگویم که دربهترین حالت ممکن قرار دارند و واقعا جای بحث نمیگذارند از ویل اسمیت بگیرید که درست مانند همیشه در نقش های طنزش غوغا میکند تا نائومی اسکات بازیگر جزمین که در چندین سکانس شمشیر را از رو میبندد و نمیگذارد حتی به بد بودن بازگیری اش فکر بکنیم.
در واقع بازیگری و نقش آفرینی های این اثر تنها بخش کاملا بی نقصش است و از آنجایی که این اثر موزیکال است و به نقش آفرینی بازیگرهایش بصورت تمام و کمال وابسته است ، آن ها کاملا توانسته اند باری که بر روی دوششان بوده را به سلامت به مقصد برسانند.
موزیک های فیلم هم مثل تمام لایواکشن های دیزنی عالی و قابل قول هستند ولی علاالدین نباید به بردن اسکار با وجود رقبایی سر سخت مانند شیرشاه حتی فکر هم بکند ، البته این به منظور بار کیفی پایین موزیک های فیلم نیست هر چه باشد بیشتر ترانه ها کپی خط به خط ترانه های انیمیشن اورجینال هستند ولی احساس میشود که به اجبار وارد فیلم شده اند تا فقط بار نوستالژیک را بیشتر کننو و با حال و هوای فیلم تطابق ندارند البته ترانه “دنیای جدید” با اجرای بسیار زیبای منا مسعوت و نائومی اسکات استثناست.
دیگر زیاده گویی نکنم همانطور که اول این مطلب گفتم علاالدین همان چیزی است که میخواستیم ببینیم ، پر از لحظات فان و طنز پر از لحظات نوستالژیک و پر از یک ویل اسمیت دوست داشتنی.
دیزنی و گای ریچی تقریبا به تمام اهدافی که با علاالدین تعیین کرده بودند رسیده اند و این یعنی لذت بردن از تمام دقایق علاالدین کار آسانی است اما اینکه اهداف آنها سطح پایین بودند دیگر مشکل ما نیست ، این که این فیلم پس از ۲ ساعت روایت داستان و لذتی که ارائه میدهد در نهایت قرار است در زود ترین زمان ممکن از ذهنمان فراموش شود مشکل ما نیست ، مشکل دیزنی و گای ریچی است! و چه کسی اهمیت میدهد؟ ، این فیلم هم اکنون فروشش از ۱ میلیارد دلار گذشته و دیزنی قرار است همچنان ساخت لایو اکشن هایش را ادامه دهد.

 

 




0 0